تبلیغات
متکازینی ها
 
 
وب نوشت سید علی محمدی با مقاله ای زیبا و آموزنده بروز کردند :

"نقش رسانه ملی درسال تولید ملی
چکیده :
در این مقاله سعی شده است از ظرفیت رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی در جهت رونق تولیدات داخلی، بهره بگیریم و جامعه را به مصرف تولیدات داخلی تشویق کنیم تا سبب رشد و شکوفایی کالای داخلی شود. در این میان، رسانه‌ها به عنوان ابزاری مفید می‌توانند به بشر یاری برسانند تا با استفاده از آخرین پدیده‌های علمی، زندگی همراه با پیشرفت و موفقیت داشته باشند.
رسانه‌ها با تحت پوشش قرار دادن بخش عمده‌ای از اوقات فراغت مردم، به یکی از مهم‌ترین وسایل افزایش آگاهی و اثرگذارترین ابزار تبلیغی تبدیل شده‌اند. به همین خاطر، از رهگذر رسانه‌ها، انسان‌ها رفتارهای خود را بر اساس الگوهای برگرفته از رسانه سامان می‌بخشند و لذا رسانه با آگاهی‌بخشی و تبیین اهمیت استفاده از تولیدات داخلی و با ایجاد فرهنگ صحیح مصرف مردم و نهادینه کردن آن در سطح جامعه، در تحقق شعار حمایت از تولید ملی و ترغیب مردم به استفاده از تولیدات داخلی سهم بسزایی دارند.
کلیدواژگان: رسانه ـ رسانه ملی ـ تولید ملی.
مقدمه
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل، ضرورت خوداتکایی و رهایی از وابستگی در همه عرصه‌ها نمایان شد؛ زیرا روحیه استقلال‌خواهی مردم ایران در انقلاب اسلامی سبب شد تا دشمنان به روحیه خودباوری این مردم حمله کنند و در این عرصه در قالب تحریم اقتصادی، به ملت ایران ضربه بزنند. به همین منظور، در بند 8 از اصل سوم قانون اساسی، جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر کشور، و بند 9، بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی که نیازهای عمومی را تأمین کند و کشور را به مرحله خودکفایی برساند و از وابستگی برهاند، تأکید جدی شده است. در چنین شرایطی، وظیفه رسانه ملی ایجاب می‌کند که با هنرمندی خاصی در هر قالبی، برای حمایت از شعار محوری رهبر فرزانه انقلاب که ضامن بقا و حفظ استقلال و خودکفایی کشور است، بکوشند. در این شرایط، به برخی از وظایف رسانه ملی اشاره می‌شود:
1. از مدیران و مسئولان نظام، حمایت از تولید ملی را مطالبه کند؛
2. فرهنگ عمومی مردم را در استفاده از اجناس داخلی گسترش دهد؛
3. از تولیدکنندگان، کالای باکیفیت واستاندارد طلب کند.

مفاهیم
الف) رسانه
واژه «media» در زبان لاتین جمع «medium» است و معنای لغوی آن، وسیله، واسطه و واسطه انتقال است که در زبان فارسی، واژه «رسانه» را به عنوان معادل اصطلاحی آن به کار می‌بریم. این واژه در جوامع پیشرفته، به رسانه‌های گروهی جامعه اشاره دارد که کار آنها رمزگذاری و انتقال پیام‌ها به جمعیت وسیعی است. با این تعریف، رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها از مصادیق رسانه‌اند.[1]
ب) رسانه ملی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357، رادیو و تلویزیون ملی ایران به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تغییر نام داد تا در شکل و محتوا، بازتاب‌دهنده مضامین انقلاب باشد. با توجه به جایگاه حقوقی این رسانه، واژه رسانه ملی، عنوان پرظرفیتی است که مجموعه‌ای از رسانه‌های سنتی و مدرن، اعم از انتشارات، جراید، روزنامه، مجلات و رسانه‌های دیداری، شنیداری و مجازی است.
ج) تولید ملی
زایاندن، زادن، پدید آوردن پیدا کردن، ایجاد، تولید ثروت، به معنای تولید ثروت است. هنگامی که تولید با کلمه «ملی» ترکیب می‌شود، به معنای به وجود آوردن ثروت برای مردم یک کشور خاص منظور است، اما تغییرات ارزش متغیرهای اقتصادی به دلیل نوسان و غالباً تورم قیمت‌ها نمی‌تواند گویای تغییرات واقعی ارزشی آنها باشد. ازاین‌رو، برای محاسبه تولید ملی واقعی باید ارقام درآمد ملی و اجرای آن به قیمت‌های جاری، بر پایه شاخص‌های قیمت تعدیل شود و از این طریق، تولید ملی به قیمت‌های ثابت به دست آید.[2]
چارچوب نظری تحقیق
مک کامبز و شاو، اولین مطالعه سیستماتیک را در مورد فرضیه برجسته‌سازی در سال 1972 گزارش کرده‌اند. این نظریه، نقش رسانه‌ها را در انتقال پیام همراه با نوعی برجسته‌سازی و اولویت بندی برای مخاطب می‌دانند و تأثیرات رسانه‌ها را در حوزه رفتار محدود می‌کند. طبق این نظریه، رسانه‌ها می‌توانند با برجسته ساختن برخی موضوعات بر اطلاعات مردم اثر بگذارند. رسانه‌ها می‌توانند مخاطبان را مجبور کنند که درباره چه بیندیشند، ولی نمی‌توانند برای مخاطبین تعیین کنند که چه طور بیندیشند.
آنها معتقدند رسانه‌ها با بزرگ کردن و برتری دادن به برخی موضوعات، بر انتخاب مردم تأثیر می‌گذارند. مخاطب در این نظریه، فعال است، اما مسئولیت جهت‌دهی به افکار عمومی را رسانه‌ها به عهده دارند.[3] در این عرصه، رسانه ملی می‌تواند با تمرکز روی تولید ملی، آن را به موضوع در خور توجه و اغماض‌ناپذیر تبدیل کند. ازاین‌رو، این توانایی و ظرفیت در رسانه وجود دارد که با تمرکز روی نوعی ارزش و اهمیت بخشیدن به آن می‌تواند توجه مردم را به سوی آن جلب ‌کند و با تأکید بر اهمیت، آثار و پی‌آمدهای آن، افراد جامعه را به سمت پذیرفتن آن تشویق کند. مردم نیز این ارزش‌های ایجاد شده را می‌پذیرند و آنها در جامعه به فرهنگ، تبدیل می‌گردد و سبب شکوفایی اقتصاد داخلی می‌شود.
رسانه و تولید ملی
امروزه رسانه­ها در عصر ارتباطات و اطلاعات، یکی از مهم‌ترین ابزارهای دسترسی به اطلاعات تلقی می‌شوند. رشد چشم‌گیر انواع رسانه­های جمعی در چند دهه اخیر و افزایش نقش اجتماعی آنها سبب شده است که از ابعاد مختلفی، مطالعه و تحقیق قرار شوند. با نام‌گذاری امسال به وسیله رهبر فرزانه انقلاب، به نام تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، ضروری است رسانه ملی که یکی از نهادهای مهم و اثرگذار بر طرز فکر و آرا و دیگر ابعاد زندگی بشر است، واقعیت اجتماعی خاصی را برای مردم خلق کند. رسانه می‌تواند سهم بخش‌های مختلف تولید (صنعت و کشاورزی و خدمات) و اثر هر یک را در روند توسعه به جامعه نشان دهد تا عوامل تولید به درستی در این بخش‌ها توزیع شود و بهترین استفاده ممکن از آنها به عمل آید. رسانه‌های همگانی در کمک به توسعه ملی به تنوع کالاهای تولیدی می‌افزایند، نوآوری را تشویق می‌کنند، بازگشت سرمایه را تسریع می‌کنند، روش‌های اقتصادی بهتری را جای‌گزین روش‌هایی می‌کنند که کمتر جنبه اقتصادی دارند و تولید و مصرف را به هم نزدیک می‌کنند و به تولید انبوه که نتیجه آن، کمک به اقتصاد ملی است، یاری می‌رسانند و با رواج شیوه درست تولید و توزیع کالاهای اساسی و تشویق مردم به استفاده صحیح از آنها، نقش بزرگی را در خدمت به توسعه ایفا خواهند کرد. بنابراین، رسانه‌ها می‌توانند با دادن اطلاعات غلط و پیام‌های فریبنده بر نحوه مصرف مصرف‌کنندگان اثر بگذارند و عناصر غیر ضروری زندگی را اشاعه دهند. از سوی دیگر، رسانه با دادن اطلاعات درست و لازم به حجم معلومات و تعلیم و تربیت مردم بیفزایند و به فرهنگ و پیشرفت سطح زندگی آنان کمک کنند. از این رو، لازم است به برخی کارکردهای رسانه اشاره شود:
الف) جامعه‌پذیری
جامعه‌پذیری، فرآیندی است که به انسان، راه‌های زندگی کردن در جامعه را می‌آموزد. به تعبیر دیگر، جامعه‌پذیری، فرآیند و جریانی است که فرد را صرفاً با هنجارهای اجتماعی سازگار می‌کند. جریان جامعه‌پذیری به دو صورت پیش می‌رود: گاهی گروه و هنجارها و الزامات گروهی عمداً به جامعه‌پذیر کردن فرد می‌پردازد و گاهی زندگی گروهی، خود به خود، فرد را جامعه‌پذیر می‌گردانند. در گذشته، فرآیند جامعه‌پذیر کردن افراد از طریق خانواده، مدرسه، گروه هم‌سالان و محیط‌های مرجع صورت می‌گرفت. امروزه رسانه‌های جمعی نیز عامل اجتماعی کردن افراد هستند. بدین معنا که به طور تدریجی و مستمر از آغاز تولد تا بزرگ‌سالی، ارزش‌ها و هنجارهای نظام فرهنگی را به اعضای جامعه منتقل می‌سازند. بدین ترتیب، موجب هم‌نوایی فرد با جامعه‌اش می‌شوند.کوئن معتقد است: «رسانه‌های جمعی بر یکایک اعضای جامعه به ویژه در کشورهای صنعتی، اثری ژرف و انکارناپذیری داشته است. هنگامی که جامعه‌شناسان اثرهای تلویزیون را بر کشورهای صنعتی مورد بررسی قرار دادند، متوجه شدند که این رسانه جمعی برای کودکان و نوجوانان 3 تا 16 سال چنان جاذبه‌ای دارد که میانگین وقتی که آنها صرف تماشای تلویزیون می‌کنند، بیش از وقتی است که در کلاس درس می‌گذرانند. قرار گرفتن کودکان در عرصه گسترده برنامه‌های تلویزیونی، نقش بسیار با اهمیتی در فرآیند جامعه‌پذیرشدن کودک به این رسانه داده است».[4] در این میان، نقش رسانه ملی به طور عام و تلویزیون به طور خاص، در میان دیگر رسانه ها ممتازتر است؛ زیرا اولاً از جهت مخاطب، بیشترین مخاطب را دارد. این وسیله به کمک برنامه‌سازان آن را قادر می‌سازد که بتواند رفتار فردی و اجتماعی آینده این مخاطبان را جهت دهند. در حقیقت، در شکل‌دهی جامعه اثرگذار باشند. ثانیاً رسانه ملی به خلاف جوامع صنعتی به جهت رایگان بودن و قابل مشاهده بودن در نقاط دور افتاده و با توجه به وجود کانال‌های متنوع، حضور و نفوذ بیشتری دارد. حتی بدان جهت که تحت اشراف و نظارت ولی فقیه است، وجهه مذهبی دارد و گروه مرجع افراد در ارزیابی رفتار فردی و اجتماعی‌شان است که البته از یک سو، امیدوارکننده و از سوی دیگر، نگران‌کننده است. به تعبیر امام راحل: «دستگاه تلویزیون اگر آموزنده باشد، برای همه ملت آموزندگی دارد و اگر خدای ناخواسته انحراف داشته باشد همه ملت را به انحراف می‌کشد».[5] ثالثاً ویژگی بارزی که تلویزیون دارد، تصویری بودن آن است. با توجه به اینکه پیام هر تصویر برابر با هزار واژه دانسته شده است، این رسانه می‌تواند با بهره‌گیری از تصویر، بسیاری از ناگفته‌ها را به تصویر بکشد و ارزش‌هایی را که به قلم و بیان نمی‌آیند، در تصویر متجلی کند و ابزاری است که توانایی اجرای حدیث شریف «کونوا دعاة الناس بغیر السنتهم» را در سطح وسیعی داشته باشد.
ب) سرگرمی
رسانه‌های جمعی، وسیله‌ای ارزان و قابل دسترسی برای همگان هستند که می‌توانند بهترین وسیله سرگرمی افراد باشند. همه انسان‌ها نیازمند ساعت‌هایی از روز هستند تا دشواری‌های زندگی و کار را فراموش کنند و به طور موقت از واقعیت جدا شوند تا بتوانند با آمادگی بیشتری به کار و فعالیت بپردازند. اگر برنامه مناسبی وجود نداشته باشد که اوقات فراغت آنها را پر کند و خستگی و دلهره آنها را تسکین دهد، خیلی زودتر از حد معمول فرسوده و از کارافتاده خواهند شد. سازمان ملی جوانان در گزارش خود درباره اوقات فراغت، چهار شیوه متداول را ارایه کرده است:
1. شیوه‌های فردی و غیر فعال، مثل تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو، استفاده از رایانه و اینترنت، استفاده از مطبوعات و مکتوبات، استراحت و دراز کشیدن.
2. شیوه جمعی و غیر فعال، مثل تماشای مسابقات ورزشی، صحبت کردن با افراد خانواده.
3. شیوه‌های فردی و فعال، مثل انجام دادن امور خیریه، بازدید از موزه‌ها و نمایشگاه‌ها، قدم زدن در پارک و خیابان، کارهای هنری، رفتن به قهوه‌خانه، شرکت در پایگاه‌های بسیج.
4. شیوه‌های جمعی و فعال، مثل بازی و ورزش، رفتن به سینما، رفتن به گردش و مسافرت‌های سیاحتی و زیارتی، گفت وگو و دیدار با دوستان و اقوام. (سازمان ملی جوانان، 1381: 112 و 113)از آغاز پیدایش رسانه‌ها، سرگرمی جزو کارکردهای برجسته، مهم، مؤثر و پررونق آنها به شمار آمده است و حتی برخی اندیشمندان از موضعی افراطی، فلسفه وجودی این رسانه‌ها را به تأمین همین کارکرد، محدود و منحصر کرده‌اند. تردیدی نیست که سرگرمی اگر تنها کارکرد رسانه‌ها نباشد، یکی از کارکردهای مهم آنهاست. همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی در مصوبه 2/12/1381 خود، سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی درباره چگونگی گذاران اوقات فراغت را با الهام از رهنمودهای دینی، تدوین و ابلاغ کرده است که در بند 3 ـ 11 سیاست‌های کلی مربوط به صدا و سیما، «ایجاد زمینه‌های مناسب برای بهره‌گیری مطلوب و متعادل فرهنگی و هنری از اوقات فراغت و تفریح» را جزو مأموریت رسانه ملی بیان کرده است. در ماده 9 اساسنامه رسانه ملی، مصوب 27/7/1362 مجلس شورای اسلامی نیز می‌خوانیم: «هدف اصلی سازمان به عنوان یک دانشگاه عمومی، نشر فرهنگ اسلامی، ایجاد محیط مساعد برای تزکیه و تعلیم انسان، رشد فضایل اخلاقی و شتاب-بخشیدن به حرکت تکاملی انقلاب اسلامی در سراسر جهان می‌باشد‌. این هدف‌ها در چارچوب برنامه‌های ارشادی، آموزشی، خبری و تفریحی تأمین می‌گردد». امروز حتی فعالان حوزه سرگرمی پذیرفته‌اند كه درآمد اقتصادی و فرهنگی، بر اساس فیلم‌ها و داستان‌ها و انیمیشن‌ها تولید می‌شوند و بیش از خود این فیلم‌هاست. روشن است كه در طراحی پلان تجاری تولیدات هنری، سهم قابل توجهی از درآمد و سود را متوجه محصولات جانبی می‌دانند. طراحی و تولید یك فیلم انیمیشن، با همه نوآوری‌های فن‌آورانه، جزو گران‌ترین تولیدات در صنعت هنری است. ازاین‌رو، رسانه ملی می‌تواند سال تولید ملی را در قالب برنامه‌های سرگرمی، مانند ساخت فیلم‌های کارتونی و عروسکی در ذهن کودکان، ماندگار کند و از این رهگذر، بخش مهم از اوقات فراغت فرزندان و والدین را پوشش دهد. باید از تولیدات ملی در زمینه بازی‌های رایانه‌ای حمایت شود و باید بازی‌سازان آثاری را تولید کنند که در خدمت فرهنگ ایرانی اسلامی باشد و مصالح جمعی در این بازی‌ها لحاظ شده باشد.
ج) نقش آموزشی
در میان رسانه‌های جمعی، رادیو و تلویزیون از نظر آموزش غیر رسمی، جایگاه ویژه‌ای دارد. این وسایل به دلیل برد وسیعی که دارند، یکی از بهترین وسایل آموزشی و فرهنگی هستند. کشورهای مختلف، بر اساس نیازهای آموزشی خود می‌توانند افزون بر آموزش مواد درسی، استفاده‌های ثمربخشی از رادیو و تلویزیون در زمینه آموزش غیر رسمی به عمل آورند. آموزش غیر رسمی از طریق امواج رادیو و تلویزیون، می‌تواند در تمام ساعات شبانه‌روز شیوه‌های صحیح کشاورزی، دامداری، بهداشت، حمل و نقل و ترافیک و غیره را در بر گیرد و در بهبود وضع جامعه مؤثر واقع شود. کاربرد رادیو و تلویزیون در آموزش غیر رسمی کشورهای مختلف، به شدت تابع هدف‌های توسعه و رشد آن کشورهاست. ازاین‌رو، تفاوت‌های چشم‌گیری که در کاربرد و محتوای آموزشی رادیو و تلویزیون در جوامع گوناگون یافت می‌شود، کاملاً منطقی به ‌نظر می‌آید.سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) چهار ویژگی برای آموزش رادیو و تلویزیون قایل است که به ترتیب آنها را برمی‌شماریم:
1. برنامه‌ها به صورت مجموعه متوالی است تا به یادگیری کمک کند؛
2. طراحی و برنامه‌ریزی آنها به طور مشخص با کمک مشاوران آموزشی صورت می‌گیرد؛
3. این برنامه‌ها به طور معمول با دیگر مواد آموزشی همچون متون درسی و راهنمای مطالعاتی همراه است؛
4. استفاده از این برنامه‌ها معمولاً به‌ وسیله معلم و شاگرد، به نوعی ارزیابی می‌شود.[6]
مارشال مک لوهان در باره آموزش تلویزیون می‌گوید: «اهمیت نقش آموزشی تلویزیون هنگامی آشکار می‌شود که می‌بینیم کودکی سه ساله می‌تواند در کنار پدر و مادربزرگش کنفرانس مطبوعاتی را به آسانی تماشا کند».[7]
د) نظارت
رسانه ملی، رسانه‌ای پر قدرت است که تأثیر و نفوذ آن تا حدی است که برخی صاحب‌نظران، این رسانه را قوه چهارم و هم‌عرض دیگر قوای مقننه، مجریه و قضاییه می‌دانند. رهبر فرزانه انقلاب در این‌ باره می‌فرماید: «صدا و سیما باید برخورد با عوامل داخلی و خارجی ایجاد ناامنی، استقرار عدالت، لزوم تربیت معنوی جامعه و تلاش برای رفاه و آبادی و پیشرفت علمی را به‌ عنوان مطالبات حقیقی مردم از حکومت مطرح کند تا مردم بدانند حکومت در برابر آنها چه وظایفی دارد». رسانه ملی باید مطالبات رهبری را در این سال از مسئولان طلب کند و مسئولان باید به خواسته و مطالبات، جواب در خور شأن ملت ایران بدهند. البته حمایت از تولید ملی نباید محدود به یک سال و بازه زمانی خاص باشد. از‌این‌رو، حمایت سه قوه، عزم ملی می‌طلبد. آنها در فواصل زمانی مشخص، عملکرد وضع موجود برای حمایت از تولید ملی را از رسانه ملی به اطلاع مردم برسانند تا مردم از وعده‌های محقق شده قوا آگاه شوند.
ه‍) کارکرد نوگرایی و توسعه
در فرآیند توسعه، رابطه پایداری با تعامل میان مردم و مشارکت فعال گروه‌های اجتماعی دارد که این امر صورت نمی‌گیرد، مگر در پرتوی نظام جامع ارتباطی اطلاعاتی که می‌تواند تا حد زیادی در رفع اختلافات و تضادهای موجود در ارزش‌ها و رفتارهای مردم و فراهم آوردن محیط مساعد برای توسعه ملی اثرگذار باشد. از جمله نخستین کسانی که در بحث از توسعه به موضوع ارتباطات و رسانه‌ها توجه کرده‌اند، دانیل لرنر امریکایی است که پژوهشی را در سال 1958، به عنوان گذر از جامعه سنتی: نوسازی خاورمیانه ارایه کرده است. الگوی نوگرای لرنر که الگوی قدیمی عرصه ارتباطات و توسعه به ‌شمار می‌رود، چهار متغیر را در بر گرفته است که عبارتند از: شهرنشینی، سوادآموزی، استفاده از رسانه‌ها و مشارکت. او با ارایه رابطه‌ای خطی نشان داد که افزایش شهرنشینی موجب اشاعه سواد شده است و سواد هم با استفاده از رسانه‌ها، رابطه دارد و در شهرهایی که تجمع مهارت‌ها و منابع، شکل اقتصاد صنعتی جدیدی را به وجود می‌آورد، با افزایش جمعیت، تعداد باسوادان، افزایش می‌یابد. هر چه میزان سطح سواد بالا می‌رود، بر سطح استفاده از رسانه‌ها و در نتیجه، سطح معلومات و دانش افراد افزوده می‌شود و این فرآیند به افزایش حس مشارکت (اقتصادی و سیاسی) در مردم می‌انجامد. سپس لرنر با تجدید نظر در الگوی کاملاً خطی خود، به ‌سوی نوعی سیر خطی مرکب تمایل یافت که در آن، رابطه رسانه‌ها و سوادآموزی، وضعیت متقابل به خود می‌گیرند.[8]
 و) نقش تبلیغی
با توجه به تکنیک‌های تبلیغاتی که در تلویزیون به کار می‌رود، این نکته مشخص می‌گردد که تلویزیون با قدرت نمایش و کسب حواس بینندگان، تمام حالات ذهنی و عصبی افراد را نشانه می‌گیرد و آنان را وادار به رفتارهایی می‌کند که تبلیغات خواستار آن هستند. همان‌طور که مک لوهان، تلویزیون را «وسیله ارتباطی جمعی سرد» می‌خواند و معتقد است که تلویزیون تمام حواس تماشاگران را می‌طلبد تا برنامه‌های از پیش تعیین شده را مانند نوار کاستی به ذهن مخاطبان انتقال دهد تا مانند دستگاهی صوتی یا تصویری عمل کنند. مک لوهان اعتقاد دارد که تلویزیون، تماشاگر را با تمام وجودش جذب برنامه‌های خود می‌کند و او را وا می‌دارد تا از تمامی حواسش برای درک برنامه‌ها استفاده کند.[9] امروزه یکی از رایج‌ترین و حتی بهترین روش ممکن در زمینه تبلیغ، رسانه‌های تصویری است که گل سرسبد آنها، تلویزیون است که محصولات شما را در آن واحد به بهترین شکل ممکن، به میلیون‌ها بیننده، معرفی و مزایای آن را به بهترین وجه ممکن، به مخاطب منتقل می‌کند. امسال که سال تولید ملی است، وظیفه و نقش رسانه ملی، به عنوان رسانه فرهنگ‌ساز آن است که به فرهنگ خرید کالای داخلی توجه کند و تبلیغات منفی و احساس خودکم‌بینی را که کالای خارجی مرغوبیت بیشتری نسبت به کالای داخلی دارد، با ساخت برنامه‌هایی در قالب فیلم، سریال، کلیپ، انیمیشن و گفت‌وگو از ذهن مردم پاک سازد و آنها را به خرید تولیدات داخلی تشویق کند که این امر سبب ایجاد کارآفرینی می‌شود. همچنین هنگام معرفی کالای ساخت داخل لازم است:
1. از موزیک مناسب استفاده کند؛
2. علایم استاندارد یا هر علامتی را که نشانه مرغوبیت کالاست، به تصویر بکشد؛
3. به کارکرد و شایستگی آن کالا پرداخته شود؛
4. مقایسه‌ای با کالای مشابه خارجی داشته باشد و امتیازهای آن را به مخاطب منتقل کند.
مطالبات رسانه ملی
الف) از تولیدکنندگان
تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران، با افزودن بر تلاش و همت خود و با نوآوری بیشتر برای تولید کالای بهتر، کالاهایی با کیفیت بهتر تولید کنند و با انواع صرفه‌جویی‌های منطقی و افزایش بهره‌وری بکوشند تا قیمت تمام شده کالا چنان بالا نرود که مصرف‌کننده ناچار شود به دلیل کیفیت بهتر یا ارزانی کالا به سراغ کالاهای وارداتی برود.
1. ارتقای کیفیت محصولات تولیدی، مطابق با استانداردهای روز، برای رقابت با نمونه‌های خارجی؛
2. تلاش برای بهبود فن‌آوری موجود در بنگاه‌های تولیدی راه ارتباط مداوم با مراکز علمی و دانشگاهی؛
3. تولید محصولاتی متناسب با نیازهای روز مصرف‌کنندگان؛
4. ارایه خدمات پس از فروش.
ب) مصرف‌کنندگان
ملت بزرگ ایران، علاقه‌اش را به استقلال و سربلندی میهن خود، در همه عرصه‌ها و صحنه‌ها به اثبات رسانده و از محصولات داخلی استقبال کرده است. مردم با مصرف کالاهای داخلی، تولیدکنندگان را تشویق می‌کنند تا کالای با کیفیت و قیمت مناسب تولید نمایند.
1. پرهیز از مصرف بی رویه؛
2. خرید کالاهای ایرانی در صورت مشابه بودن با نمونه خارجی؛
3. سوق دادن سرمایه‌های خود به سمت فعالیت‌های مولّد اقتصادی؛
4. تغییر فرهنگ غرب‌زدگی در رفتار اقتصادی؛
5. همراهی با برنامه‌های اصلاحی اقتصادی دولت؛
ج) وظیفه رسانه ملی
1. قطع تبلیغات کالاهای خارجی از صدا و سیما؛
2. تبدیل تولید ملی به فرهنگ؛
3. فرهنگ‌سازی در استفاده از محصولات داخلی؛
4. معرفی مخترعان و مبتکران؛
5. تقبیح مصرف‌گرایی؛
6. تشویق استفاده‌کنندگان محصولات داخلی؛
7. تولید فیلم و سریال در اهمیت دادن به تولید ملی؛
8. استفاده از کالای داخلی در صحنه‌آرایی و طراحی دکور مناسب؛
9. پخش پیام‌های بازرگانی در همه شبکه‌ها در حمایت از تولید ملی. "



برچسب ها: نقش رسانه ملی درسال تولید ملی، سیدعلی محمدی متکازینی، سال تولید ملی، حمایت از کار، سرمایه ایرانی، رسانه،
ارسال در تاریخ شنبه 11 شهریور 1391 توسط مدیر وبلاگ