تبلیغات
متکازینی ها
 
 
وبلاگ کوکتل مولوتف در مطلبی جدید از سفر معنوی اش به کربلای ایران نوشته است.

"
پیرزن، فرتوت و ناتوان روی تپه ای نشسته بود و دستان چروکیده اش را روی خاک می کشید.چهره ای نورانی و شیرین داشت. صورتی گِرد و موهای بیرون زده از دو طرف صورتش مرا یاد پیزنان ایل بختیاری می انداخت.... مادر شهید نبود اما تمام شهدا را فرزندان خودش می خواند...حاج خانم هم کربلایی شده بود و هم به پابوس عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (س) و نازگل حسین (س) نائل آمده بود و تنها خواسته اش از خدا، زیارت قتلگاه فرزندان خمینی (ره)، قدمگاه بی بی دوعالم حضرت فاطمه الزهرا (س) بود که الحمد لله اجابت شد.رزق و روزی من هم، نشستن پای درس معرفت حاج خانم بود با ضمیمه ی خیل عظیم دعاهای خیرش؛ و البته سوغات این حقیر برای شما از این سفر نورانی..."
متن کامل در وب مذکور

مدیر وبلاگ عطر ریحان که در ایام نوروز کیف پول خود را گم کرده بود با خبری خوش بروز کرد.

"
ای بابا . بازم گم شد. کیف پولم رو میگم. خیلی ناراحت شدم. آخه توش عکس سه در چهار بچه ها بود بعلاوه کارت بانک ملی ام. کیف پولم رو هم دوست داشتم .پولش هم که مهم نبود!! این بار اول نبود. سابقه داشتم....فرداش همینطوری نشسته بودم دیدم موبایلم زنگ میخوره. یه آقاپسری گفت خانوم فلانی؟ گفتم بله بفرمایید. گفت : می بخشید کیف پول شما رو من پیدا کردم . یادمه اولین سوالی که ازش کردم این بود که شماره منو چطوری پیدا کردید. بنده خدا جواب داد : از طریق کارت بانکی شما و آشنایی که تو بانک داشتم تونستم شمارتون رو پیدا کنم. کلی ذوق کردم...رفقا هرکی یه چیز میگفت. یکی میگفت پولت حلال بوده دست صاحبش رسیده. دیگری میگفت کیفت دست یه آدم حلالزاده افتاده.
خدا کنه ما قدر نعمت انسانیت رو بدونیم و به سادگی یک کیف پول ، یک چمدون پول یا هر چیزی که تنها تو این دنیا وسیله سنجش ما هست ، اونو هدر ندیم."



برچسب ها: کربلای ایران، قتلگاه فرزندان خمینی، معرفت، کیف پول، گمگشته، جوانمرد، بانک، نوروز، تولدفرزند، انسانیت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1391 توسط مدیر وبلاگ